تبليغاتX
مشاورین 87 خوارزمی

مشاورین 87 خوارزمی

رشته راهنمایی و مشاوره

سلام

به درخواست بعضی از دوستان عزیز که علاقه مند به رشته ی ما(مشاوره) هستند من منابع ارشد این رشته رو درون ادامه ی مطلب قرار دادم.... مو فق باشید دوستان.... ایشالا مشاورین موفقی بشین


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 23:17  توسط مشاورین 87  | 

مولوی درباره مشورت می گوید:

مشورت ادراک و هشیاری دهد

عقل ها هر عقـل را یـاری دهد

گفت پیغمبــر بکـن ای رایزن

مشورت، کَالمُستَشــارُ مُؤتَمَن

مشورت در کارهـا واجب بود

بر پیمبـر، امر شــاورهم بخوان

امرهــم شوری، برای ایـن بُود

کـز تشاور سهو و کژکمتر شود

کاین خردها چوم مصابیح انورست

بیست مصباح از یکی روشن تر است

مولوی: مثنوی معنوی، تصحیح نیکلسون

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 14:33  توسط مشاورین 87  | 

اخلاق حرفه ای در مشاوره

سلام

قبل از هر چیز اگر در متنی که مطالعه می فرمائید هرگونه اشتباه تایپی وجود دارد عذر خواهی اینجانب را پذیرا باشید. با تشکر

اخلاق حرفه اي در مشاوره

 

مشاوران مانند ساير افراد متخصص تعهدات و مسئوليتهاي اخلاقي دارند. آنان بايد حقوق مراجع را تشخيص دهند ودر رابطه با آنان اصول اخلاقي را رعايت كنند. منظور از تعهدات اخلاقي آن جنبه از صلاحيت هاي حرفه اي و اخلاقي است كه انتظار مي رود مشاوران دارا باشند و در برخورد با مراجع به كار بندند. رعايت اصول اخلاقي زير براي مشاوران پذيرفته شده است (برامر و همكاران- 1989).

براي ديدن كامل متن روي ادامه مطلب كليك كنيد

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 18:22  توسط مشاورین 87  | 

خداییش یه کم فکر کن رو جمله ها

 

ماموريت شما در زندگي اين نيست که مشکل نداشته باشيد . ماموريت شما اين است که با انگيزه و پر شور باشيد .

 

موجودي دفترچه حساب شما  نشان دهنده ميزان ثروت شما نيست . ثروت و فراواني ، چيزي است که در زندگي شما « جريان » دارد و در گردش است .

 

 قانون بذر اين است :صبر+ تلاش= نتيجه    شما خرمن خود ر ا« بعد» از اينکه کار را انجام داديد، درو خواهيد کرد.

 

 وظيفه شما در زندگي تغيير دادن دنيا نيست وظيفه  شما تغيير دادن خودتان است ،  براي اين کار هيچ راه حل بيروني وجود ندارد بايد تنها به دنبال راه حل هاي دروني باشيد.

 

زندگي اين گونه پيش مي رود :

 

ابتدا سنگ  ريزه  کوچکي به عنوان هشدار به ما اصابت مي کند. وقتي ما آنرا ناديده مي گيريم . يک آجر به ما بر خورد مي کند . آجر را ناديده مي گيريم و بعد با اصابت يک تخته سنگ بزرگ نابود مي شويم. اگر صادقانه به زندگي مان نگاه کنيم مي توانيم جا هايي که از علايم هشدار دهنده غفلت کرده ايم ببينيم و بعد باز با وقاحت مي پرسيم : « چرا من ؟ »

 

معمولا بهترين نقطه براي شروع ، همان مکاني است که الان در آن قرار داريد

 

قبل از تغيير آدرستان ، به فکر تغيير افکارتان باشيد، وقتي شما تغيير کرديد ، محيط اطرافتان تغيير خواهد کرد . اين يک قانون است.

 

 همه ما ممکن است شکست بخوريم

 

اما اين شکست نيست که ما را مي آزارد، بلکه دانستن اين نکته که همه تلاش خودرا به کار نبرده ايم ما را رنج مي دهد .

 

انسانهاي شاد نه تنها تغييرات را مي پذيرند، بلکه آن را در آغوش مي گيرند . آنها کساني هستند که مي گويند : « چرا بايد بخواهم 5 سال آينده ام مثل 5 سال گذشته ام باشد ؟

 

           

 

 قانون زندگي اين است که قدر همه چيز را بدانيد و از آن لذت ببريد ولي به هيچ چيز وابسته نباشيد.

 

اولين قانون تکامل( Expansion)  « نظم و ترتيب » مي باشد. هر چيزي براي رشد و تکامل احتياج به يک نظام دارد. به يک گل نگاه کنيد ، يک پرتقال را نصف کنيد به تقارن ( Symmetry) يک درخت يا يک کندوي عسل توجه کنيد .....در همه آنها نظم و انظباط ( Discipline) وجود دارد.طبيعت آنچه را که ضروري است نگه مي دارد و خود را از شر چيز هاي به درد نخور( garbage) و اضافي ( muda) خلاص مي کند به اين مي گويند : « سازمان دهي» يا « Organisation »

 

هر فکري که باعث آزار و درد شما مي شود . در نهايت چيزي بيشتر از يک فکر نيست . شما مي توانيد آن را عوض کنيد .

 

رفتن به دنبال آرزوهايتان تضميني براي يک زندگي راحت تر نيست . زندگي حتي دشوارتر هم مي شود . ولي شما يک سفر بيروني را شروع مي کنيد که خود آغاز يک سفر دروني است. شما فرصت شکوفا شدن را به دست مي آوريد ، فرصت اينکه ببينيد واقعا کيستيد؟

 

هر مصيبتي در زندگيتان بيشتر از اينکه يک فاجعه باشد ، فرصتي است تا ديدگاه خود را تغيير دهيد .

 

وقتي بدن شما آسيب مي بيند ، درد به شما ياد آوري مي کند که احتياج به استراحت داريد ، يا شايد بايد به فکر عوض کردن کفشتان يا پيدا کردن يک راه  بهتر باشيد .

 

وقتي ذهن  و فکر شما آسيب مي بيند ، رنج به ياد شما مي آورد که دست از نگراني بر داريد يا با گذشت تر باشيد يا جور ديگري فکر کنيد . بنابراين:

 

« درد دشمن شما نيست درد دوست شما ست »

 

اگر با خودمان  صادق باشيم ، مي توانيم همه اتفاقاتي را که تا به حال برايمان اتفاق افتاده است فهرست کنيم و ببينيم که چگونه خود ما در به وجود آمدن آنها موثر بوده ايم .

 

دنيا هميشه ابتدا علايم ظريفي ( gentle signals) به سوي ما مي فرستد و تلنگر ملايمي  به ما مي زند. ولي وقتي ما اين علايم را ناديده مي گيريم با يک پتک به ما هشدار مي دهد ! رشد و تکامل آنگاه به دردناکترين شکل صورت مي گيرد که در مقابل آن مقاومت کنيم .

 

روي هر چيزي که تمرکز کنيد بسط و توسعه مي يابد . بنابراين در مورد چيزي فکر کنيد که آنرا مي خواهيد .

 

براي اينکه مسايل را جور ديگري ببينيد ، نياز به نيروي اراده يا اعتماد به نفس فوق العاده يا عمل جراحي مغز نداريد . تنها بايد شهامت داشته باشيد که به گونه اي ديگر بينديشيد. باور هاي شما کيفيت زندگي شما را تعيين مي کنند.

 

دنيا هيچ نور چشمي اي ندارد موفقيت و شادي شما تنها به شناخت قوانين و اصول طبيعي و چگونگي استفاده از آنها بستگي دارد .

 

زندگي شما در صورتي موفقيت آميز خواهد بود که مسئوليت کامل همه انتخاب هايتان را بر عهده بگيريد . و انتخاب شغل و حرفه در صدر فهرست انتخاب هاي شما قرار دارد .

 

ما براي تنبيه شدن آفريده نشده ايم . ما آفريده  شده ايم که بياموزيم .

 

هر روز را با نيت متعادل و آرام بودن آغاز کنيد . بعضي روز ها تا شب در اين احساس شناورخواهيد بود و بعضي روز ها اين احساس تنها تا موقع صبحانه دوام مي آورد . اگر رسيدن به آرامش ذهني هدف هر روز تان باشد . هر روز بهتر و بهتر خواهيد شد.  ما به اين دنيا آمده ايم تا درس هاي زيادي بياموزيم . دنيا معلم ماست . وقتي نتوانيم در درسي  قبول شويم . آن را دوباره و دوباره به ما مي دهند ! همينکه درسي را فرا گرفتيم درس بعدي از راه مي رسد. و اين درس ها هيچوقت تمام نمي شود .

 

 دنيا به تلاش شما پاداش مي دهد نه به بهانه هايي که مي تراشيد !

 

روال زندگي مانند حرکت امواج است يعني بحران هاي خانوادگي ، کارت دعوت هاي عروسي و خرابي هاي اتوموبيل با هم بر سر ما نازل مي شوند ! وقتي يک ماه را بدون هيچ صورت حسابي سپري کرديد به خودتان بگوييد :

 

مقداري موجودي براي موج بعدي کنار خواهم گذاشت . و وقتي با موج بعدي روبه رو شديد به خودتان بگوييد :   « اين تنها يک موج گذراست »

 

دوست داشتن انسانها ، يعني به آنان اين آزادي را بدهيم که کسي باشند که خودشان انتخاب مي کنند و جايي باشند که خودشان انتخاب مي کنند . عشق يعني به انسانها اجازه بدهيم به ميل خودشان درزندگي ما حضور داشته باشند .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 21:16  توسط مشاورین 87  | 

رشد اجتماعی

بنام خدا

 

رشد اجتماعی


توجه به یافته های روانشناسان که در رابطه با رشد انجام داده اند وآن را از لحظه انعقاد نطفه تا لحظه مرگ در نظر گرفته اند ،می توان رشد اجتماعی را نیز همانند تمامی ابعاد رشد (جسمی ،شناختی ،عاطفی )در همین محدوده در نظر گرفت ، البته رشد اجتماعی بیشترین نمود خود را پس از تولد نشان می دهد از زمانی که نوزاد در می یابد که وجود مادر برای ارضای نیازهایش ضروری است وهمچنین با اولین تماس چشمی که با مادر برقرار می کند اولین زمینه های آگاهی از عوامل اجتماعی شکل می گیرد ‍.
در حدود سه چهار ماهگی با هیجانهای خوشایند شادی وخنده وصداهای مخصوص سعی در پاسخگویی به عوامل محیطی وبرقراری ارتباط می کند .سال دوم زندگی از نظر رشد اجتماعی اهمیت بسیار دارد ،کودک در این سن باید ضمن احساس امنیت وآرامش در محیط ، براحتی احساسات وتمایلات خود را نشان دهد تا تدریجا"استقلال واتکای به نفس در او رشد کند . همانطور که توجه بیش از اندازه به کودک باعث متکی شدن وعدم رشد استقلال وتأخیر دررشد هیجانی کودک می شود ،طرد کودک وعدم توجه به او نیز برای کودک بسیار خطرناک و دردناک است و واکنش های متفاوتی از جمله بی تفاوتی ،پرخاشگری ونارضایتی را به دنبال دارد .روابط اولیه کودک ومادر اهمیت فوق العاده ای در چگونگی اجتماعی شدن ورشد شخصیت او دارد .
در سال سوم زندگی ارتباط با همسالان کودک وسعت بیشتری می گیرد وبیشتر دوست دارد که با کودکان دیگر ارتباط برقرار کند ودر او تمایل به همکاری آشکار می شود گروه همسالان نیز همچون خانواده می تواند در شکل گیری شخصیت کودک مؤثر باشد همیشه مو.ردی برای تقلید وهمانند سازی در گروه وجود دارد از سن دبستان به بعد کودک بیشتر از مصاحبت همسالان لذت می برد.
در دوره پیش از بلوغ همساللان محبوب با معیارهایی ازقبیل فعال بودن ،مهارت دربازی ها ،داشتن شوق وذوق ،شوخ طبعی وجرات داشتن و...
مشخص می شوند که این معیارها در دوره بلوغ وپس از آن تغییر می یابد .
دردوره پیش از بلوغ میل به گروه همسالان به شدت افزایش می یابداز دیدگاه روانشناسی رشد وروانشناسی اجتماعی گروه نقش مهمی در رشد اجتماعی کودک ونوجوانان بازی می کند ،تأثیرات گروه برکودکان می تواند به صورت مثبت ومنفی باشد.

 

ازجمله تأثیرات مثبت :

 

1- زمینه های استقلال کودک را ازبزرگسالان فراهم می کند .

2- تعاون وهمکاری با دیگران را آموزش می دهد .

3- نحوه رقابت با دیگران رایاد می دهد.

4-پذیرش مسؤلیت وانجام دادن آن را یادمی دهد و...

 

البته از جمله تأثیرات منفی آن می توان به

 

 1- کودک از پذیرش ارزشهاو اصول والدین سر پیچی می کند .

2- وقت زیادبه ارتباط با همسالان واعضای گروه صرف می کند .

3- گرایش بیشتر کودک به گروه همسالان وتعصبات او به بافت اجتماعی –فرهنگی گروه نیز بیشتر می شود .و...

به خاطر چنین تاثیراتی خانواده ها باید دراین سنین خاص توجه زیادی نسبت به گروههای دوستی فرزاندانشان داشته باشند وبه صورت
غیر مستقیم تحت نظارت و کنترل داشته باشند . البته به گونه ای
که شخصیت کودک ونوجوان خود را زیر سوال نبرند.


رشد اجتماعي در دوره ی نوجواني


بلوغ قبل از هر چيز سبب افزايش فاصله عاطفي بين نوجوان والدين مي شود وبه تدريج استقلال بيشتري را براي او به بار مي آورد . فاصله گرفتن از والدين وكم توجهي نوجوان به خواست والدين و بزرگسالان نشانه اي از خود مركز بيني او هست كه دلايل زيادي دارد كه اولين آنها بروز تواناييهاي جديد مغزي وخودآگاهي نوجوان است وديگري اشتغالات ذهني نوجوان به تغييرات نا گهاني جسمي خود است ،اما اين خود مركز بيني به تدريج كم مي شود و نوجوان به تجديد مناسبات اجتماعي خود مي پردازد وبه رشد اجتماعي مي رسد .


تغيير رفتار اجتماعي در نوجواني :

 

رفتار اجتماعي پسران نوجوان در برخي قسمت ها با دختران تفاوت دارد بنابراين به ذكر تفاوتهاي جنسي در رشد اجتماعي مي پردازيم :

 

الف)دگرگوني رفتار اجتماعي در پسران :

 

1- مرحله تقليد : اين دوره از 12 سالگي شروع وتقريبا"در 15 سالگي پايان مي يابد .

2- مرحله افتخار به شخصيت : اين مرحله بعد از 15 سالگي شروع مي شودو مشخصات آن اين است كه نوجوان مي كوشد در بازيها ورقابت ها پيروز شود و در اين كار زياده روي مي كند .
3- مرحله تعادل اجتماعي : از اواخر نوجواني آغاز مي شود ،نوجوان از سركشي وتهور خود مي كاهد وآن رفتار ها را نشانه عجز وبچگي تلقي مي كند .

ب)دگرگوني رفتار در دختران نوجوان :

 

 1- مرحله اطاعت :اين دوره پيش از نوجواني آغاز وتا اوايل آن ادامه مي يابد مشخصات اصلي آن تابع نظرات بزرگان خانواده وخويشاوندان بودن وتظاهر به خجالتي و كمرو بودن مي كنند

2 .- مرحله اضطراب وتشويش : از اوايل نوجواني تا 15 سالگي ادامه مي يابد ،با اضطراب واختلال تعادل مشخص مي شود مثل زياده روي در واكنش به انگيزه هاي ساده وپرداختن به خود وظاهر آرايي افراطي .
3-  مرحله تقليد از پسران :اين دوره از 15 سالگي آغاز وگاهي تا 16-17 سالگي ادامه مي يابد . در اين دوره دختران از حيث رفتار وروش گفتگو از پسران تقليد مي كنند .
4-  مرحله تعادل اجتماعي :كه دراواخر نوجواني واوايل جواني ظاهر مي شود ،به اين صورت كه دختران نوجوان رفتار صحيح زنانه پيدا مي كنند ودر گفتار وكردار خود حالت زنانه دارند.

 

 

 

 

عوامل مؤثر در رشد تكامل اجتماعي نوجوان :

 

الف)اثر خانواده در رشد اجتماعي نوجوان :

 

1- ارتباط كودك با والدين واثر آن در نوجواني :حمايت بيش از حد وعدم توجه به كودك در نوجواني در رفتار اجتماعي او از جمله از جمله اعتماد به نفس واستقلال او تأثير مي گذارد.

2- فضاي روحي موجود در خانواده :شخصيت سالم ،جز در محيطي كه اطمينان ،وفاداري ،محبت والفت در آن معمول وحكمفرماهستند ايجاد نمي شود .تشويش واضطراب مانع رشد صحيح نوجوان مي شود .
3- از شير گرفتن روانشناختي :وظيفه اصلي خانواده در دوره نوجواني فرزندشان اين است كه سعي كنند به آزادي واستقلال او كمك كنند و در رعايت وحمايت از او زياده روي نكنند واجازه دهند كه احتياجات شخصي خود را به تنهايي انجام دهندوحتي گاهي آنها رادر حل بعضي مسايل خانوادگي شركت دهند وعقايد آنان رامحترم شمارند .
4- وضع ومؤقعيت اجتماعي واقتصادي خانواده :محيط خانواده در تعيين فعاليتهاي افراد آن بسيار مؤثر است .رفتار فرد با اختلاف در خانواده مختلف مي شود وهر طبقه از طبفات اجتماعي ،روش خاص ومعيني در زندگي دارد.

ب)اثر مدرسه در رشد اجتماعي نوجوان :

 

وظيفه مدرسه است كه با ايجاد وتشكيل فعاليتهاي اجتماعي گوناگون نوجوان را در رشد وكمال و نضج كمك كند. به همكاري وفعاليتوكارهاي دسته جمعي كمك كند ،وبدين ترتيب راه ورسم رقابت هاي مطلوب را بشناسد وياد بگيرد .نوجوان در رشد وتكامل اجتماعي خود از چگونگي ارتباط وعلاقه اش نسبت به معلمان وميزان نفرت يا محبت خود به آنها متأثر مي شود .

ج)اثر همسالان در رشد اجتماعي نوجوان :

 

گروه همسالان در نوجواني از افرادي تشكيل مي شود كه از حيث زماني وعقلي به هم نزديك هستندوميان خود يك وحدت ناگسستني ايجاد مي كنند .گاهي اثر اين گروه دراين دوره از زندگي بيش از اثر خانه ومدرسه مي شود . به تدريج كه نوجوان به رشد وكمال نزديك مي شود از گروه خود كمتر پيروي مي كند واز شدت انتصابش بدان كاهش مي يابد .
در حالي كه رشداجتماعي دوره نوجواني اساسا"متمركز برصميميت با دوستان وتجديد ارتباط اجتماعي با خانواده وبزرگسالان است .مسايل رشد اجتماعي در دوره جواني به اموري بسيار فراتر از ملاحظات شخصي در ارتباط با ديگران گسترش مي يابد .

انديشه ها واستدلالهاي مربوط به امور اجتماعي ومدني در ميان جوانان برسه موضوع اساسي ،ايده ا لهاي اجتماعي ،ادراك انتزاعي از مسايل اجتماعي ومدني وواقعيتهاي زندگي اجتماعي ومدني متمركز است .


از جمله پرسش هاي مطرح شده در دوره جواني اين است كه چرا جامعه به صورت كنوني سازمان يافته است ؟ براي بهبود مناسبات اجتماعي وتمدني چه مي توان كرد ؟ چگونه مي توان خود را به رعايت موازين اخلاقي ملزم كرد در حالي كه اين همه رفتار هاي غير اخلاقي در جامعه وجود دارد؟ هر فردي با توجه به رشد شناختي خود به اين پرسش ها پاسخهاي متفاوتي خواهد دادكه رسيدن به پاسخ اين پرسش ها به رشد اجتماعي فرد نيز كمك خواهد كرد .

نظريه ها

از جمله نظريه هايي كه به اجتماعي بودن انسان اشاره كرده است نظريه روان شناسي فردي آلفرد آدلراست كه برجنبه اجتماعي بودن انسان تأكيد مي ورزد . از بين اصول نظريه آدلربه اصل علاقه اجتماعي مي توان اشاره كرد ،آدلراعلام كرد كه آدمي اجتماعي به دنيا مي آيد وبه اجتماعي بودن خود علاقه مند است . اين علاقه اجتماعي در نوع آدمي فطري وذاتي است اما مانند بسياري از غرايز فطري ديگر نياز به تماس داشتن با عالم بيرون وراهنمايي وتربيت دارد .تماس كودك با عالم خارج در آغاز از طريق مادر و خانواده ءخود ،بعد از طريق مدرسه ومعلمان وهمكلاسيها وبالاخره در جامعه با مردمان ديگر صورت مي گيرد .مجموعه اين تماسها سبب پرورش حس اجتماعي وآموختن احساس مسؤليت وهمكاري مي شود از سوي ديگر ،احساس برتري جويي او كه در آغاز شخصي وفردي بود كم كم جنبه اجتماعي پيدا مي كند ،مثلا"فرد ديگر در جريان زندگي به مصالح اجتماعي وبه همنوع دوستي مي انديشد وكمال خود را در اين زمينه ها مي جويد .


- در نظريه ديگري كه به رشد اجتماعي اشاره شده است نظريه ياد گيري اجتماعي آلبرت بندورا است كه معتقد است ياد گيري از طريق مشاهده ،تقليد والگو برداري صورت مي گيرد .ورشد اجتماعي را از يك سو به محيط فيزيكي ،خانواده ،گروه همسالان وساير تأثيرات اجتماعي مربوط مي داند واز سوي ديگر معتقداست كه تواناييها ي شناختي ،خصوصيات جسمي وباورها ونگرش ها ي كودكان ونوجوانان تأثير متقابل خود را برمحيط باقي مي گذارند واين دو عامل محيطي وشناختي در ارتباط متقابل با رفتارهاي فرد است .


- رابرت سلمان نيز از ديگر نظريه پردازان يادگيري اجتماعي است كه نظريه ايفاي نقش اجتماعي را مطرح كرده است ولي معتقداست كه ياد گيري هويت بزرگسالي از طريق تجربه نقشها در موقعيتهاي گوناگون اجتماعي (مدرسه ،فعاليت ورزشي ،ارتباط خانواده و...)در نوجواني صورت مي گيرد . نظريه پرداز ديگر يادگيري اجتماعي ،ديويد الكيند ،براين باوراست كه نوجواني عبارت است از يادگيري اجتماعي گذار از خود مركزي به جامعه مركزي .


منابع مورد استفاده :

 

-روانشناسي شخصيت \يوسف كريمي –تهرانموسسه نشر ويرايش چاپ ششم 1379

روانشناسي رشد \علي اكبر شعاري نژاد –تهرانچاپ پانزدهم 1380

روانشناسي رشد (1)\سوسن سيف ...وديگران – تهران – انتشارات سمت –چاپ هشتم 1377

روانشناسي رشد (2)\نوجواني –جواني -بزرگسالي \حسين لطف آبادي –تهران –انتشارات سمت –چاپ چهارم 1381

 

برای دیدن مراحل رشد اجتماعی روی ادامه ی مطلب کلیک کنید.....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 15:4  توسط مشاورین 87  | 

تصمیم گیری و مهارت حل مسئله

 

تصمیم‌گیری

تصمیم‌گیری درست و سنجیده، کسب موفقیت و در نتیجه احساس رضایت‌مندی هر چه بیشتر را در فرد فراهم می‌آورد و

 حس مسوولیت پذیری را در فرد توسعه داده، به او کمک می‌کند تا پیامدهای تصمیم خود را شخصاً بر عهده بگیرد.

 

 


بطور خلاصه انواع تصمیم گیری عبارتند از :

ـ ساده : تصمیم گیری‌هایی که در مورد مسائل روزمره و عادی زندگی گرفته می‌شود. مثل انتخاب مسیر خاص برای رفتن به سر کار.
 ـ اضطراری : تصمیم‌هایی هستند که در شرایط اضطراری، وقتی که به طور ناگهانی با مساله‌ای مواجه می‌شویم اتخاذ می‌کنیم.
 ـ احساسی : تصمیم‌های هستند که بر اساس واکنش های هیجانی مثل احساس ترحم، ترس، نگرانی ، غم و ... گرفته می شود. مانند کمک به دیگران در شرایط بحرانی و خاص مانند وقوع زلزله یا سیل، مرگ بستگان و ... .
 ـ آنی : تصمیم‌هایی هستند که در شرایط غیرمترقبه گرفته می‌شود. مثل زمان پدیدار شدن یک اتومبیل در مسیر حرکت اتومبیل ما که اتخاذ بهترین تصمیم و رفتار می‌تواند ما را از صحنه‌ی تصادف دور نماید. در این نوع تصمیم گیری معمولاً اولین راه حلی که به ذهن خطور می‌کند انتخاب و اجرا می‌شود.
 ـ تقدیری : زمانی که فرد از قدرت و مهارت تصمیم گیری کم بهره باشد. تصمیم را به شانس وا می گذارد مانند فردی که پاسخ صحیح سؤال چهار گزینه ای را نمی داند ولی یکی از گزینه ها را علامت می زند.
 ـ تأخیری : گاهی فرد برای فرار از تصمیم‌گیری چالش برانگیز آن را به تأخیر می اندازد، مانند کار امروز را به فردا انداختن است.
 ـ تصمیم گیری منطقی و اساسی : تصمیم گیری‌هایی هستند که نیازمند به تعمق و تفکر بیشتری هستند. زیرا اثرات آن تا مدت‌های طولانی زندگی فرد را تحت الشعاع خود قرار می‌دهند، مثل انتخاب همسر، رشته تحصیلی ، شغل و ... این نوع تصمیم گیری عموماً بر اساس واقعیات صورت می‌پذیرد .

 


مهارت حل مسئله

 حل موفقیت آمیز مسائل زندگی به اعتماد به نفس بیشتر و آرامش فرد منجر می شود.

 

مقدمه

   همه ما گاهی در زندگی با مسائل و مشکلاتی مواجه می شویم،مانند انتخاب رشته تحصیلی، شغل، همسر، و ... که باید برای حل آن تصمیم گیری نمائیم.

در اختیار داشتن منابع و مهارتهایی در این زمینه به ما کمک می کند تا به بهترین شکل ممکن از عهده حل مشکلات خود برآییم.

 مهارت حل مسئله از اساسی ترین و مفیدترین شیوه مقابله با مشکلات است که باید آموخت و تمرین کرد.این مهارت به فرد کمک می کند که هنگام رویارویی با مشکلات راه حل های متعددی را جستجو و سپس بهترین راه حل را انتخاب نماید.

 

مهم آن نیست که در زندگی با مشکل یا گرفتاری روبرو نشویم.بلکه مهم آن است که به هنگام ایجاد مشکل بتوانیم آن را به درستی حل کنیم.

 

مهارت حل مسئله دارای چند مرحله می باشد:

- مرحله اول :شناخت دقیق مسئله

   در این مرحله ما باید در خصوص مشکل خود خوب فکر کنیم و دریابیم که مشکل از کی شروع شده و چه عواملی باعث ایجاد آن شده است.داشتن اعتماد به نفس وارده محکم و قوی در این مرحله ها را در حل مسئله کمک می کند.

 
- مرحله دوم:پیدا کردن راه حل های مختلف

   در این مرحله باید تا آنجا که امکان دارد راه حلهای متعددی را برای حل مشکل پیدا کنیم.

هدف، فقط دست یافتن به راه حلهای زیاد است و کمیت و تعداد راه حل ها مهم هستند نه کیفیت آنها. این مرحله نیاز به خلاقیت دارد زیرا باید ذهن فرد باز باشد تا بتواند راه حلهای زیادی را لیست کند.


- مرحله سوم:ارزیابی راه حلها

   در این مرحله ما باید نتایج هر یک از راه حلها را پیش بینی کرده و فواید و مضرات هر یک از آنها را برای خود و دیگران در نظر بگیریم.


- مرحله چهارم: انتخاب بهترین راه حل

  با توجه به شرایط و امکانات موجود بهترین راه حل را انتخاب کنیم.


مرحله پنجم:اجرای راه حل انتخابی

  پس از اجرای بهترین راه حل آن را انتخاب کنیم سپس پیامدهای راه حل انتخاب شده را مورد ارزیابی قرار دهیم.

روش حل مسئله زمانی پایان می یابد که مشکل برطرف شده و فرد از انتخاب خود راضی و خرسند باشد.

یک نکته مهم

اگر اولین اتخاب در حل مشکلمان موثر واقع نشد، انعطاف پذیر باشیم و راه حل های دیگر را اتخاب کنیم.

 

 چند توصیه برای برخورد صحیح با مشکلات

باید یک نیروی قوی در خود ایجاد کنیم و هرگز دلسرد نشویم.

سعی کنیم که همواره تصور مثبتی از خود داشته باشیم.

موفقیت و شکست را معنا کنیم.

در برخورد با مشکل نظم فکری داشته باشیم.

به این معنی که نحوه انجام کار بی عیب را در ذهن خود مرور کنیم تا بتوانیم عادتهای مناسب و درست در زندگی کسب نمائیم.

 

مهارت حل مسئله،مهارت فوق العاده ارزشمندی است که اموزش آن برای نوجوانان کاملا ضروری و لازم است.

 

منابع:

دریچه ای به روشنایی

دبیرخانه شورای آموزش و فرهنگ پیشگیری از اعتیاد و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان سمنان

متن آموزشی مهارتهای زندگی

اداره سلامت روان،دفتر سلامت روانی و اجتماعی و مدارس وزارت بهداشت

گردآورنده: علی ۱+۸۶

 

برای دیدن مطلبی کاملتر در این زمینه روی ادامه ی مطلب کلیک کنید

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 16:5  توسط مشاورین 87  |